روزبهان البقلي الشيرازي ( شطاح فارس )
19
عبهر العاشقين ( فارسى )
( 39 ) چون داعيهء قلوب اولياء حقّ شد ، محبّت انسانى از صفات ربّانى و جاذبهء ارواح مؤمنان شد ، از معادن طبايع انسانى بجهان جاودانى ، تا در عين مشاهده بحسن صفت كمال معرفت يابد . محبّت جلالى خداوند - عزّ اسمه - به موافقت دعاى سيّد آيت فرستاد « إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا » « 4 - 5 » . قيل « محبة فى صدور المؤمنين » ؛ هر كه دولت انوار محبّت يافت ، و به خاصّيّت حسن الهى مزيّن شد ، يافت مرقّعى درو طباب دلها ؛ اهل حقّ . پس دلالت شد كه هر كه بأسباب حسن مقبول دلها باشد ، وى را « مراد اللّه فى أرضه » گويند ، و « حبيب اللّه فى النّاس » خوانند ، لقوله - صلّى اللّه عليه و سلّم - « الا اخبركم [ a 16 ] بأحبّكم الى اللّه ؟ قالوا : بلى . قال : أحبّكم النّاس » . ( 40 ) زيرا كه تأثير حسن با قبول جانها از رؤيت مستحسن معيارى شد ، تا عاقلان امّت نيكويان بنىآدم را به محبّت خلق با محبّت حقّ موازنه مىكنند ، كه قدر آن محبّت - كه محبوبان حقّ راست - در قدر محبّت ايشانست مستحسن را . و معلوم باشد عاقلان حقّ را كه حقّ - سبحانه و تعالى - نخست نيكوان را برگزيد پيش از نيكوى ، و آنكه نيكوى داد - قد أعدّه محبّة - از حقّ خلعت خلق را « 16 » آمد ، اعنى الحسن خلعة . ( 41 ) خود دوست دارد ، و درين هيچ عجب نبود ، و در حقايق اسباب هيچ شىء عزيزتر از محبّت انسانى و وجدان محبّت روحانى نيست ، زيرا كه وسيلت خاصّ است . بدان پايه به بام سراى ازل توان رفت . و چون حسن
--> ( 4 - 5 ) سورهء 19 ( مريم ) آيهء 96 . ( 16 ) خلق را : حق را A .